عرضه چیست؟
«عرضه» (Supply) نشان‌دهنده قیمت یک کالا و مقدار در دسترس آن برای فروش، در آن قیمت است. امکان دارد عرضه را نیز به صورت جدول یا نمودار نشان‌دهنده رابطه بین قیمت و مقدار کالای عرضه شده نشان دهند. تولید‌کنندگان، برای مثال شرکت‌های تجاری، به صورت مفروض، «حداکثرکننده سود» (Profit Maximizer) در نظر گرفته می‌شوند. یعنی میزان تولید این شرکت‌ها به اندازه‌ای است که سود آن‌ها را حداکثر کند. عموماً عرضه – در صورت ثابت بودن سایر عوامل – تابع نشان‌دهنده رابطه بین قیمت کالا و مقدار در دسترس آن کالا برای فروش است.
بطور کلی یعنی، هرچه قیمت کالای فروخته شده بیشتر باشد، تولیدکنندگان مقدار بیشتری از آن‌را عرضه می‌کنند. قیمت بالاتر به معنی سود بیشتر در صورت افزایش تولید است. همانند سمت تقاضا، به علت تغییر قیمت نهاده‌های تولیدی یا بهبود فناوری، امکان تغییر موقعیت منحنی عرضه نیز وجود دارد. در کل مطابق «قانون عرضه» (Law of Supply)، به صورت کلی، افزایش قیمت منجر به افزایش عرضه و برعکس می‌شود. در اینجا، نیز باید سایر عوامل تعیین‌کننده عرضه مانند قیمت کالاهای جانشین، هزینه تولید، فناوری بکارگرفته شده و عوامل متنوع تاثیرگذار بر نهاده‌های تولیدی ثابت در نظر گرفته شوند.
تعادل اقتصادی چیست؟
«تعادل» (Market Equilibrium) زمانی رخ خواهد افتاد که مقدار عرضه‌شده برابر مقدار تقاضا شده باشد که همان نقطه تقاطع منحنی عرضه و منحنی تقاضا است. در واقع میزان قیمتی، کمتر از سطح تعادلی، مقدار عرضه‌شده کمتر از مقدار تقاضا شده است. از طرفی دیگر میتوان گفت ، در قیمتی بالاتر، مقدار عرضه شده بیشتر از مقدار تقاضا شده است و به عبارتی، مازاد تقاضا وجود دارد. مطابق مدل عرضه و تقاضا، در صورت موجود بودن منحنی عرضه و تقاضای معین، قیمت و مقدار، در قیمت ایجادکننده برابری بین مقدار عرضه‌شده و مقدار تقاضا شده، ثابت باقی می‌مانند. به همین صورت، نظریه عرضه و تقاضا، مقدار تعادلی یا قیمت تعادلی جدید بوجود آمده از تغییر در موقعیت منحنی عرضه یا تقاضا را، تعیین می‌کند.

تعادل اقتصادی
برای مقدار معینی از کالای مصرفی، نقطه‌ای روی منحنی تقاضا نشان‌دهنده ارزش یا «مطلوبیت نهایی» (Marginal Utility) برای مصرف‌کنندگان آن واحد است. یعنی مصرف‌کننده حاضر است برای آن واحد چه مقدار پول پرداخت کند. نقطه متناظر روی منحنی عرضه نشان‌دهنده «هزینه نهایی» (Marginal Cost) – افزایش بوجود آمده در هزینه کل به ازای تولید آن واحد کالا – است. قیمت تعادلی توسط عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. در بازار رقابت کامل، در تعادل، عرضه و تقاضا نشان‌دهنده هزینه نهایی و مطلوبیت نهایی هستند.
در طرف عرضه بازار، بعضی از عوامل تولید، در کوتاه‌مدت، به صورت نسبی، متغیر در نظر گرفته می‌شوند. این موارد بر هزینه‌های نهاده‌های متغیر تاثیرگذار خواهند بود. مقدار مصرف آن‌ها می‌تواند به راحتی تغییر پیدا کند، مانند مصرف برق، نهاده‌های خام (مواد اولیه). سایر نهاده‌ها به صورت نسبی ثابت هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به ساختمان و تجهیزات و اعضای کلیدی، اشاره کرد. در بلندمدت، تمامی نهاده‌ها توسط مدیریت، قابل تغییر است. این تمایزها از تفاوت در «کشش» (Elasticity) منحنی عرضه در کوتاه‌مدت و بلندمدت و تفاوت‌های متناظر در تغییر قیمت-مقدار بوجود آمده از انتقال منحنی عرضه یا تقاضا بوجود می‌آیند.
مارژینالیسم چیست؟
مطابق نظریه «مارژینالیسم» (Marginalism) یا نهایی‌گرایی،می توان گفت مصرف‌کنندگان تمایل دارند باتوجه به قیدهای درآمد و ثروت به ارجح‌ترین موقعیت‌ها دست پیدا کنند. در همین زمان، تولیدکنندگان نیز تمایل دارند سود خود را با توجه به محدودیت‌ها مانند میزان تقاضا برای کالای تولیدشده، فناوری و قیمت نهاده‌ها، حداکثر کنند. برای مصرف‌کننده، این موقعیت زمانی حاصل می‌شود که مطلوبیت نهایی یک کالا، یا قیمت خالص، به صفر می‌رسد. یعنی مطلوبیت مصرف‌کننده با بیشتر شدن مصرف، افزایش نمی‌یابد.
به همین‌صورت، تولیدکننده، درآمد نهایی را با هزینه نهایی مقایسه می‌کند. اختلاف این دو مورد، «سود نهایی» (Marginal Profit) نامیده می‌شود. با رسیدن سود نهایی به صفر، میزان افزایش تولید، متوقف می‌شود. تحلیل عرضه و تقاضا در تشریح رفتار بازارهای کاملاً رقابتی به کار گرفته می‌شود اما می‌توان از آن به عنوان معیار مقایسه هر نوع بازاری استفاده کرد. می‌توان آن‌را تعمیم داد و برای تشریح متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید کل (gdp حقیقی) و سطح کلی قیمت‌ها از آن، بهره گرفت.
ساختار بازارها در اقتصاد خرد
برای مطالعه بازارها و نحوه مبادله، قیمت‌گذاری و سایر ویژگی‌ها، بازارها را به دسته‌های زیر تقسیم‌بندی می‌کنند. دو نوع بازار مهم در اقتصاد خرد، بازار رقابت کامل و بازار انحصار کامل هستند و سایر بازار‌ها با تغییر اندکی در مفاهیم این دو بازار، بوجود می‌آیند.

بازار رقابت کامل چیست؟

در بازار رقابت کامل، به علت وجود تعداد زیاد خریداران و فروشندگان و شباهت بالای کالاهای تولیدشده به یکدیگر، امکان تعیین قیمت توسط هیچ‌کدام از طرفین وجود ندارد و قیمت تعادلی بوسیله نیروهای عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شوند. برای مثال، امکان دارد در کشوری تولید‌کنندگان آب‌معدنی متعدد باشند و این بازار مصرف‌کنندگان بسیاری نیز داشته باشد. در این کشور، اگر یکی از تولیدکنندگان بخواهد قیمت آب‌معدنی تولید‌شده توسط خود را افزایش دهد، مصرف‌کنندگان به سایر تولیدکنندگان رجوع خواهند کرد. در واقع نتیجه، تولید‌کنندکان قادر به تعیین قیمت در بازار نیستند.

بازار انحصاری چیست؟

در بازار انحصاری، همان‌طور که از نام آن مشخص است، انحصار بازار در دست تولید‌کننده یا مصرف‌کننده است. برای مثال، اگر در کشوری تنها دو تولید‌کننده دستگاه اتومبیل وجود داشته باشند، این عرضه‌کنندگان تعیین‌کنندگان قیمت دستگاه اتومیبل در آن بازار به شمار می‌روند و قدرت بازاری در دست آن‌ها خواهد بود. یعنی، به علت تعداد کم عرضه‌کنندگان، خریداران موظفند دستگاه‌های اتومبیل را با قیمت‌های تعیین‌شده توسط این عرضه‌کنندگان تهیه یا از خرید اتومبیل صرف‌نظر کنند.

اقتصاد خرد و اقتصاد کلان

بسیاری از علوم، در سطوح مختلفی مطالعه می‌شوند. برای مثال، زیست‌شناسی را در نظر بگیرید. زیست‌شناسان مولکولی، ترکیبات شیمیایی تشکیل‌دهنده موجودات زنده را مطالعه می‌کنند. زیست‌شناسان سلولی به مطالعه سلول‌ها می‌پردازند که خود از ترکیبات شیمیایی متعددی تشکیل شده‌اند و خود واحدهای تشکیل‌دهنده موجودات زنده هستند. زیست‌شناسان تکاملی انواع متنوع گیاهان و حیوانات و تغییر تدریجی گونه‌ها در طی قرن‌ها را مطالعه می‌کنند.

اقتصاد نیز در سطوح مختلفی مطالعه می‌شود. می‌توان به مطالعه تعاملات بازار و شرکت‌ها در بازار برای کالاها و خدمات معینی پرداخت یا می‌توان عملکرد اقتصاد را به صورت کلی در نظر گرفت که جمع فعالیت‌های انجام‌شده توسط تصمیم‌گیرندگان در این بازارهاست. از گذشته، دانش اقتصاد نیز به ۲ شاخه گسترده تقسیم شده است. اقتصاد خرد به مطالعه چگونگی تصمیم‌گیری خانوارها و شرکت‌ها و چگونگی تعاملات آن‌ها در بازارهای معین اختصاص یافته است. اقتصاد کلان به مطالعه پدیده‌های اقتصادی در سطح کلان اقتصاد می‌پردازد.

یک محقق اقتصاد خرد ممکن است تاثیرات کنترل میزان اجاره را بر بازار مسکن بررسی کند یا تاثیر رقابت خارجی بر صنعت اتومبیل ایالات متحده آمریکا یا تاثیر حضور اجباری در مدارس بر درآمد نیروی کار. از طرفی دیگر، امکان دارد محققان اقتصاد کلان تاثیرات استقراض دولتی، تغییرات نرخ بیکاری در گذر زمان یا سیاست‌های جایگزین برای بهبود سطح زندگی را بررسی کنند.

بطور کلی میتوان گفت که اقتصاد خرد و اقتصاد کلان ارتباط تنگاتنگی بایکدیگر دارند زیرا تغییرات در سطح کلی اقتصاد از تصمیمات میلیون‌ها فرد نشات می‌گیرد. درواقع، درک توسعه اقتصاد کلان بدون در نظر گرفتن تصمیمات اقتصاد خردی مربوطه، امکان‌پذیر نیست. برای مثال، یک محقق اقتصاد کلان ممکن است به مطالعه بررسی کاهش مالیات بر درآمد بر تولید کل کالاها و خدمات بپردازد. جهت تحلیل این مسئله فرد باید بررسی کند که چگونه کاهش مالیات بر تصمیمات خانوارها در رابطه با میزان پول در نظر گرفته شده برای مخارج کالاها و خدمات، تاثیرگذار است. با توجه به ارتباط ذاتی میان اقتصاد کلان و اقتصاد خرد، این دو زمینه با یکدیگر تفاوت دارند.

سخن پایانی

حوزه علم اقتصاد غالباً به ۲ دسته کلی اقتصاد خرد و اقتصاد کلان تقسیم می‌شود. اقتصاد خرد و اقتصاد کلان، هر دو به بازارهای فردی توجه می‌کنند. در اقتصاد خرد هدف غایی توجه به بازار‌های فردی است اما در اقتصاد کلان هدف از توجه به بازارهای فردی، توجیه کردن حرکات‌های بزرگ یا کلان در اقتصاد است. برای مثال، تورم یا معیار نرخ تغییر در متوسط سطح قیمت در اقتصاد، یک مسئله اقتصاد کلان است. در واقع، اقتصاد خرد و اقتصاد کلان، دو شاخه از روش تفکر اقتصادی به شمار می‌روند.

در انتهای گذراندن دوره اقتصاد خرد، از شما انتظار می‌رود که رفتار مصرف‌کننده و رفتار تولیدکننده را درک کرده باشید و بتوانید ساختار‌های متفاوت در بازار مانند انحصار، انحصار چند جانبه و بازار رقابتی را از یکدیگر تفکیک کنید. در نهایت، باید بتوانید اصول اقتصادی را برای تحلیل سیاست‌ها، بکار بگیرید. امیدواریم که مجموعه آکادامی آموزشی قاسمی در انتشار مقالات علوم اقتصادی توانسته باشد اطلاعات مفیدو کاربردی به هموطنان عزیز ارایه داده باشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.